یه استاد داشتیم هر سری میومد سر کلاس به
دخترا تیکه مینداخت . یه بار دخترا تصمیم میگیرن با اولین تیکه ای که انداخت از
کلاس برن بیرون . قضیه به گوش استاد میرسه جلسه بعد یکم دیر میاد سر کلاس میگه از
انقلاب داشتم میومدم دیدم یه صف طولانی از دخترا تشکیل شده رفتم جلو پرسیدم گفتن با
کارت دانشجویی شوهر میدن! دخترا پا میشن برن بیرون استاده میگه کجا میرید وقتش تموم
شد تا ساعت ده بود !!!
...


علی خدا خیرت بده ....
سید علی:
قابلی نداشت علی جان ...
عجب -از این استاد ها واقعا فکر میکنن که با نمکن ولی اصلا اینطور نیست -این یکی که خیلی بی نمک بود-واه واه واه
سید علی :
دیگه دیگه !!!
وای خیلی جالب بود
سید علی:
قابلی نداشت ...
جالب بود
. البته اعتراض مستقیم معمولا جواب نمیده . دخترا بدترین نوع اعتراض رو انتخاب کردن .
سید علی :
دقیقا حق با شماست
خواهش میکنم ... صد در صد دختر باهوشی بینشون نبوده
خیلی باحال بود
سید علی :
قابلی نداشت ... همیشه شاد باشید
خیلی خفن بود سید علی
سید علی:
مرسی رفیق ... خوشحال که خوشت اومده
درایت استاد خیلی باحال بود، ولی کارش نه، به هر حال برای شوخی مطلب شیرینی بود، ممنون ...
